مادر و دخترانه!

به گزارش مهسان بلاگ، نام سریال مادرانه است، اما تصویر مادر در آن با آنچه تا امروز در دیگر سریال های تلویزیونی دیده اید کمی متفاوت به نظر می رسد. بیش از دیدن عاطفه مادرانه میان شخصیت های اصلی قصه، شاهد چالش های مادر بودن و انتخاب میان زندگی شخصی و اولویت های خانوادگی هستیم و نقش اصلی آن پدری است که هم می خواست مادر باشد و هم پدر، اما راه های نادرستی برای این کار در پیش می گیرد و ناکام می ماند.

مادر و دخترانه!

مادرانه قصه خلأ حس مادری و کوشش های پدرانه ای برای جبران آن است. این سریال به کارگردانی جواد افشار رمضان سال 92 روی آنتن شبکه سه رفت و این روزها بعد از مدت ها از آی فیلم پخش می شود. به این خاطر سراغ یکی از مادر، دخترهای قصه این سریال رفته ایم. فهیمه رحیم نیا و شقایق فراهانی که در عالم واقع هم مادر و فرزند هستند، در این سریال نیز در همین نسبت ظاهر شده اند.

با شقایق فراهانی ، از بازپخش مادرانه تا دنیای هنرپیشگی

دغدغه ام بازیگری است، نه ستاره شدن

مادرانه این روزها از آی فیلم پخش می شود. نقش مریم زمان چه ویژگی داشت که آن را پذیرفتید؟

به نظرم نقش متفاوتی در کارنامه ام بود و برای همین آن را پذیرفتم.

چه تفاوتی؟

این سریال به مسأله اعتیاد، مخصوصا رایج شدن اعتیاد بین جوانان به خوبی پرداخته بود و سعی نموده بود ریشه یابی کند چرا جوانی به اعتیاد روی آورده است نه این که چرا در حال حاضر معتاد است و چه باید کرد تا این اتفاق نیفتد. از طرف دیگر مسأله طلاق، جزو مسائلی است که از نظر من پرداختن به آن در آثار فرهنگی مان مهم است و این هم از دیگر جنبه های مادرانه است. جنبه خیلی مهم دیگری هم که در این سریال به آن نگاه شده و در عرفان، اخلاقیات، دین، فرهنگ و سنت هم به آن اشاره شده، تاوان است که انسان ها در فرایند زندگی چه بخواهند و چه نخواهند جواب خوبی ها و بدی های خود را از خداوند و از آگاهی دنیا هستی می گیرند؛ اینها همه عناصری است که باعث ایفای نقش در مادرانه شدند و خشنودم که بازپخش سریال هم کم و بیش اقبال نسبی مخاطبان نهاده شد.

پس طالب بازی کردن در نقش های متفاوت هستید.

دوست دارم نقش های متفاوتی بازی کنم تا بازیم برای مخاطب باورپذیرتر باشد چون به گمانم اگر مخاطب متوجه شود که من دارم نقش بازی می کنم، این برایم شکست محسوب می شود. باید نقش های متنوع بازی کرد تا لذت بازیگری صدچندان شود. هم نقش زنان اشراف زاده را بازی نموده ام و هم نقش زنان طبقه پایین را که در اوج محرومیت، چرخ زندگی را می چرخانند. یادم می آید حتی در سریالی تاریخی مثل کلاه پهلوی نیز نقشی متفاوت و سخت به لحاظ اجرا داشتم؛ نقش زنی که با تغییر و تحولات جامعه اش در تفکرات و ظاهرش تغییراتی می دهد که تبعاتی برای او به همراه دارد. نکته مهم در این بحث این است که این تفاوت ها برمی شود به تحلیل ها و تحقیق هایی که من درباره خودشناسی گذرانده ام و هنوز هم پیگیری اش می کنم و هر چقدر می آموزم باز متوجه می شوم که چقدر کم می دانم. فرایند خودشناسی با جامعه شناسی و شناخت فرهنگ ها و خانواده ها کامل می شود. موقعی که این فرایند شناخت از کاراکتری که قرار است بازی کنم را متوجه می شوم این امر می تواند باعث ارائه بازی بهتری شود. نوع راه رفتن، آناتومی بدن، نوع حرف زدن، خندیدن و... یک شخصیت کامل را ارائه می نماید.

برای رسیدن به نقش چه می کنید؟

برای رسیدن به نقش های رئالیستی، کار را با تغییر در چهره و نوع پوشش استارت می زنم و ضمناً دوست دارم با برخوردهای بیرونی با معادل های کاراکتر، نقش را پرورش دهم و در عین حال به لهجه هم اهمیت می دهم چون برای من رنگ آمیزی نقش با استفاده از لهجه خیلی جذاب است.

مثلا در این سریال چالش هایی در ارتباط با فرزندان به نمایش درمی آید. چقدر موقع بازی کردن از تجربه مادرانه خودتان استفاده کردید؟

نگرانی های پدر و مادر در رابطه با فرزند چیزی نیست که به راحتی از بین برود. من هنوز هم نگرانی های زیادی را نسبت به پسرم دارم و فکر می کنم تمام خانواده ها هم با آن درگیر هستند. خود من متولد دهه 50 هستم و خواهر و برادرم از بچه های 60 هستند. نگرانی های هر نسل متناسب با شرایط زمانه خودش، موقعیت معیشتی و شاخصه های فرهنگی تغییر می نماید، ولی نگرانی های انسانی در همه نسل ها یکسان است.

البته بسیاری به این تفاوت بچه های دهه 50 و 60 با دهه هفتادی ها باور دارند و حتی آن را دستمایه شوخی هم قرار می دهند.

به طورکلی وقتی به نسل خودمان نگاه می کنم به یاد می آورم که ما نگاه مستقلی به زندگی داشتیم و دل مان می خواست خودمان هم در ساختن زندگی مان بیشترین سهم را داشته باشیم. ما هم کمبودهایی داشتیم اما کوشش مان این بود که این کمبودها را رفع کنیم، نه این که به دنبال مسائلی برویم که به نظر می آید می تواند جایگزین کمبودهایمان شود.

از تفاوت نقش که بگذریم، در کارنامه شما تفاوت زیادی میان کیفیت آثار هم مشاهده می شود.

این تفاوت طبیعی است و در کارنامه اغلب بازیگران وجود دارد.

غیر از کیفیت، مثلا با داریوش مهرجویی در فیلم خوبی مثل لیلا کار نموده اید و درعین حال با فیلم اولی ها یا کارگردانان جوان هم همکاری داشتید.

برای هر بازیگری نام و اعتبار کارگردان خیلی مهم است. کار با بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی و داریوش مهرجویی و دیگر بزرگان برای من همواره یک دغدغه جدی بوده و خشنودم که به آن دست پیداکردم و تنها آرزویم کار مشترک با ناصر تقوایی است که امیدوارم عملی شود و بتوانم برای ایشان در فیلمی بازی کنم. در خصوص کار با جوان ها باید بگویم جوان های فیلمساز پر از انگیزه و انرژی هستند. در فیلم های جوان ها وجود خلاقیت باعث می شود کارشان رنگ وبو و جسارت داشته باشد و من اعتقاد دارم که باید با حضورم در فیلم هایشان از آنها حمایت کنم.

تابه حال شده از تجربه همکاری با جوان ها در فیلمی احساس پشیمانی داشته باشید؟

پیش آمده و طبیعی هم هست. این عدم رضایت در کار با فیلمسازان مختلف ممکن است رخ بدهد و در بازیگری چیزی طبیعی است و گاهی مواقع چیزی که شما به عنوان فیلمنامه می خوانید به درستی تبدیل به فیلم نمی شود.

چرا در این سال ها هیچ گاه به ستاره بدل نشدید؟

دغدغه من بازیگری است و نه ستاره شدن. به همین دلیل خارج از بحث کاری به دلایل مالی در بعضی مواقع مجبور می شوم بعضی نقش ها را علی رغم میل باطنی بازی کنم ولی همواره سراغ نقش هایی می روم که حداقل به لحاظ روحی و کاری برای من چالش زا باشد تا برای رسیدن به آن و درک مختصاتش به تکاپو و کوشش کردن بیفتم. من نقش های تک سکانسی را در بعضی از فیلم ها بازی نموده ام که در بستر ایجاد درام فوق العاده اثرگذار بوده است.

با وجود این شرایط، نقش ایده آل تان را بازی نموده اید؟

نقش های خوب، فراوان بازی نموده ام اما هنوز نقش های ایده آل زیادی وجود دارد که دوست دارم بازیشان کنم. من همواره جایزه ام را از مردم گرفته ام و کاندیداشدن یا نشدن برای جایزه و احیانا بردن جایزه در درجه بعدی اهمیت واقع شده است. خدا را شکر من همواره مورد حمایت و توجه مردم بوده ام و از این جهت هم خشنودم که کارگردان ها به من اعتماد و در فیلم ها و سریال هایشان از من استفاده می نمایند.

فهیمه رحیم نیا از مادرانه و گزیده کاری اش می گوید

منتقد فرزندانم هستم

شما بعد از مدت ها دوباره با سریال مادرانه دیده شدید. چه شد که به قاب تصویر بازگشتید؟

خاطرم هست آقای فراهانی فیلمنامه این سریال را می خواند، من هم پابه پای ایشان می خواندم. قصه اش آن قدر جالب بود که در من کشش ایجاد کرد. وقتی تمام شد، به همسرم گفتم بهزاد، من هم می خواهم این بار در کنارت بازی کنم و در این سریال حضور داشته باشم. درواقع خودم پیشنهاد دادم که موافقت کردند. اول قرار بود نقش همسر آقای فراهانی را بازی کنم، بعد تغییر پیداکرد و مادر شقایق شدم. خیلی خشنودم در این سریال کار کردم.

یعنی قرار بود آقای فراهانی پدر خانواده باشند؟

بله.

اما درنهایت حمیدرضا هدایتی، بازیگر نقش پدر شد.

تصمیم گرفتند سن این خانواده را پایین تر بیاورند، به همین خاطر آقای فراهانی و بازیگران هم سن و سال شان جای خود را به کسانی دادند که کمی جوان تر هستند.

اگر این تغییر پیش نمی آمد، جالب می شد! چون خانوادگی مقابل دوربین می آمدید.

بله، واقعا حیف شد و من متاسف شدم.

پس کار کردن با خانواده را ترجیح می دهید.

دوست دارم با دیگران هم کار کنم، ولی با خانواده بودن برایم مزیت های بیشتری دارد.

چه مزیت هایی؟

اساسا کار کردن با خانواده حس خاصی دارد و تجربه شیرینی است، آدم واقعا لذت می برد.

چنین تجربه ای را پیش از این هم داشتید؟

بله. با آقای فراهانی و شقایق در فیلم سینمایی مهره به کارگردانی محمدعلی سجادی حضور داشتیم. همچنین با همسرم در فیلم مصائب دوشیزه هم بازی کردم. در تئاتر هم تجربه هایی داشتیم.

شما سال ها در تئاتر فعالیت داشتید و بازی در دیگر رسانه ها را هم تجربه کردید، اما بعد از دوره ای کم کاری با مادرانه دوباره دیده شدید. دلیل این نبودن هایتان چیست؟

من همواره بودم، اما تصور اشتباهی وجود دارد که من کار نمی کنم یا فقط با آقای فراهانی همکاری دارم.

به هر حال حضورتان مستمر و پررنگ نبوده است.

دلیلش گزیده کاری است، کارها را با وسواس انتخاب می کنم. ولی در واقع همواره آماده کار بودم و هستم.

ولی نقش مادر مریم زمان چالش خاصی برای یک بازیگر نداشت، پس چه شد که آن را انتخاب کردید؟

من همین که در کنار شقایق بودم و کاملا مسائل او را در این کار حس می کردم، برایم جذاب بود. در واقع احساس عاطفی نزدیکی که میان ماست در نقش مادر و دختر کمکم می کرد و برایم لذتبخش بود.

در نهایت از کار راضی بودید؟

نه آنچنان. متاسفانه سریال های ما وقتی به آخر می رسند به خاطر کمبود بودجه، محدودیت زمان و مسائل دیگر تقریبا از کیفیت شان کاسته می شود و کوتاه می شوند.

اما گفتید که از این همکاری خشنود هستید.

از حضور در این سریال خشنودم، اما انتظار بیشتری داشتم.

از این که بعد از مدت ها تصویر خود را در قاب تصویر می دیدید چه حسی داشتید؟

من هیچ وقت از کار خودم راضی نیستم. وقتی می بینم، فکر می کنم ای کاش بهتر کار نموده بودم.

نسبت به کار بچه هایتان هم همین حس را دارید؟

بله. پیگیر کارهای آنها هستم؛ مدام نقدشان می کنم و در کارهایی که به نظرم بهتر می آیند تشویقشان می کنم.

با این تفاصیل خانه تان باید فضای متفاوتی داشته باشد.

دقیقا. ما متناسب با شغلی که داریم فضای خانه مان هم متفاوت است. معاشرت هایمان هم تفاوت دارد. اغراق نیست بگویم غالب گفت وگوهایمان در حوزه هنر است، البته در این زمینه سلیقه های مان گاهی با هم تفاوت دارد.

این روزها مشغول چه کاری هستید؟

مشغول بازی در تئاتر آقای رحمانیان بودم. اول و دوم اسفند اجرا رفتیم. ولی متاسفانه به خاطر کرونا متوقف شد. این همکاری دومم با آقای رحمانیان بود و خیلی خشنود بودم که با او کار می کنم. در آینه های روبه رو هم افتخار همکاری داشتم. همه از تعطیل شدن کار متاسف شدیم، اما سلامت تماشاگران و گروه تئاتر بر همه چیز ارجح است.

زمزمه هایی از باز شدن سالن های تئاتر شنیده می شود. قرار است دوباره روی صحنه بروید؟

بله اما با بالا رفتن دوباره آمار کرونا احتمالا منتفی می شود. ممکن است تصمیم بگیرند به صورت مجازی کار را پخش نمایند. اطلاع دقیقی ندارم.

با کرونا چه می کنید؟

مثل دیگران. ما هم سعی می کنیم بیشتر وقتمان را در منزل بگذرانیم و حسابی مراقب هستیم.

چند نکته مادرانه

قصه چه بود؟ مادرانه روایتگر قصه اردلان تمجید است که سال های دور مریم، نامزد خود را با سودای ازدواج با زنی ثروتمند به اسم رعنا رها می نماید. ازدواج آنان اما دیری نمی پاید و رعنا پس از جدایی به خارج کشور می رود. اردلان سرپرستی فرزندانش را به عهده می گیرد، ولی در برقراری ارتباط با آنان به ویژه دخترش، رها که به سن جوانی رسیده است به مسائلی برمی خورد...

پدرانه: مادرانه از همان جنس فیلمنامه های آهنگین سعید نعمت ا... با واژه ها و اصطلاح های مخصوص به خود است. شخصیت هایش هم از جنس آدم هایی است که نعمت ا... در دنیای درام قصه هایش می سازد. آدم هایی که غالبا واکنش های اغراق آمیزی نسبت به شرایط و سختی های زندگی شان دارند. در میان بازیگرانی که به نقش های مادرانه جان داده اند، نقش پدر پررنگ تر است. مهدی سلطانی سروستانی ایفاگر این نقش توانست با قدرت بیشتری نسبت به سایر بازیگران ظاهر شود و درماندگی درونی که پدر پشت نقاب دیکتاتوری اش پنهان نموده است را به مخاطبان انتقال می دهد. در کنار سلطانی اما دیگر شخصیت های اصلی آنچنان که باید پرداخت نشده اند. مریم زمان، نامزد سابق او یک خوب مطلق است که همین موضوع برقراری ارتباط با این شخصیت را سخت می نماید. رعنا، مادر فرزندانش هم چندان بینندگان را با احساسات خود همراه نمی نماید.

رضایت مادرانه: پس از پخش این سریال در رمضان 92، معاون وقت سیما بیان کرد بر اساس نظرسنجی مرکز تحقیقات، مادرانه از لحاظ بیننده 75.7 درصد و به لحاظ رضایت، 83 درصد رضایت مردم را کسب نموده است.

نوشین مجلسی - رسانه / روزنامه مهسان بلاگ

منبع: جام جم آنلاین
انتشار: 13 شهریور 1399 بروزرسانی: 13 شهریور 1399 گردآورنده: mahsanblog.ir شناسه مطلب: 54733

به "مادر و دخترانه!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مادر و دخترانه!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید